محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5470

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« پيچيده اندامى سختسر و دست نخورده « كه موى مجعد داشت و چهرهء زيبا « و دهانى خوشرنگ و خوشمزه « كه بوقت لبخندزدنش تاريكى روشن ميشد « و پستانهاى چون دو گوى « با شكمى لاغر فرو رفته « و چهره اى فروزان « كه در آن شب كه تمام بن خالد « در مرو الروذ از خشم من افروخته بود ( 419 « با وى خوش بودم . « با وى بگفتگو بودم ، اما « هم بستر ابن خالد ، اميه ، « درشت اندامى بود درازقد « كه مزاحمت سواران در هر هجوم « او را در هم پيچيده بود « و چهره اى داشت كه نيزه ها را ميكوفت « شب تا صبحدم ، « بىآنكه دم بزند « با تركان خاقان « دست و پنجه نرم ميكرد « و صبحدم از طول مزاحمت « پيكرش پلاسيده بود . « اما من در نعيم مىچميدم